تحري حقيقت
تحري حقيقت يكي از تعاليم اساسي ديانت بهائي است . تحري حقيقت دربارهي موضوعي يعني بررسي و تحقيق و درك حقايق راجع به آن مطلب. ضد تحريري تقليد است كه در كتاب لغت بمعني قلاده بگردن انداختن آمده است و مقصود بيرون كردن از عقايد ديگري است بدون تفكر و تعقل.
چنانچه دربارهي اين تعليم حضرت بهاءالله تعمن و تفكر نمائيم در مييابيم تا چه حد ميتواند در ترقي افكار و بروز اصالت و كمالات انسان اثر گذارد. تصور نمائيد هر فرد انساني درباره امور فهمه روحاني و اجتماعي و اقتصادي به تحقيق و بررسي برخيزد و فكر و عقل و منطق خود را ميزان قرار دهد، آراء و عقايد مخالف را بشنود و بخواند و بعد خود با كمال انصاف درست را از غلط و خوب را از بد تشخيص دهد. اين چنين انسانهائي را به گروهي ديگر مقايسه كنيد كه تحقيق نكرده، مطالعه ننموده، نسنجيده و باصطلاح كوركورانه به قول ديگري كه اغلب متضمن نفع شخصي است تبعيت نمايند. اصالت انسان و ترقي كمالات وي كدام گروه ظاهر و با هر ميگردد؟
حال اين تعليم مبارك را از جهات مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهيم:
1- لزوم بررسي و تحقيق براي انسان
دكارت اثبات وجود انسان را بر تفكر گذارده است ميگويد من فكر ميكنم پس هستم ملاحظه فرمائيد تفكر اثبات كننده وجود انسان است بنابراين چنانچه تفكر را از انسان بگيرند اساس وجود انساني را تكذيب كردهاند. از طرف ديگر طبق عقايدالبيون انسان بواسطه عقل و فكر از حيوان متمايز است بنابراين چنانچه قدرت تفكر و تعقل او را تحقير و تكذيب كنيم در واقع مقام انسانيت او را از وي سلب كردهايم آدمي واقعاً بايد در امور حق بررسي و تحقيق را براي خود محفوظ نگهدارد.
2- نظر اديان مختلفه درباره تحري حقيقت
(1) در باب ششام كتاب ارميا آيه 16 چنين ميفرمايد:
خداوند چنين ميگويد بر طريقهها بايستيد و ملاحظه نمائيد و درباره طريقههاي قديم سؤال نمائيد كه طريق نيكو كدام است تا در آن سلوك نموده براي جان خود راحت بيابيد.
(نقل از صفحه 6 كتاب مبادي روحاني تأليف جناب احمد يزداني)
(2) حضرت زرتشت در اوستا ميفرمايد:
«اي نيكوان بگوش خود بشنويد و به منش پاكيزه به بينيد و سپس هر مرد و زن را براي خود را بگزيند»
خداوند در قرآن مجيد چنين ميفرمايد:
«والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» يعني كسانيكه در امر ما مجاهده مينمايند ما راه خود را بايشان نشان ميدهيم.
بنابراين ملاحظه ميشود اصل تحقيق و تجسس مورد تأييد جميع اديان مي باشد.
3- در شرايط و چگونگي تحري حقيق
حضرت بهاءالله در كتاب مستطاب ايقان اين شرايط را باين كلمات بيان فرمودهاند قوله الا حلي:
سالكن سبيل ايمان و طالبين كاؤس ايقان بايد نفوس خود را از جميع شئونات عرضيه پاك و مقدس نمايند يعني گوش را از استماع اقوال و قلب را از ظنونات متعلقه بسبحات جلال و روح را از تعلق باسباب ظاهره و چشم را از ملاحظه كلمات فانيه و متوكلين علي الله و متوسلين اليه سالك شوند تا آنكه قابل تجليات اشراقات شموس علم و عرفان الهي و محل ظهورات فيوضات غيب نا متناهي گردند زيرا اگر عبد بخواهد اقوال و افعال عباد را از عالم و جاهل ميزان معرفت حق و اولياي او قرار دهد هرگز بر رضوان معرفت رب العزه داخل نشود و بعيون علم و حكمت سلطان احديت فائز نگردد …
و نيز در همين كتاب ميفرمايند. (صفحه 148)
اي برادر من شخص مجاهد كه اراده نمود قدم طلب و سلوك در سبيل معرفت سلطان قدم گذارد بايد در بدايت امر قلب را كه محل ظهور و بروز تجلي اسرار غيبي الهي است از جميع غبارات تيره علوم اكتسابي و اشارات مظاهر شيطاني بساك و منزه فرمايد و صدر را كه سرير ورود و جلوس محبت محسبوب از ليست لطيف و نظيف نمايد و همچنين دل را از علاقه آب و گل يعني از جميع نقوش شبيحه و مورد ظليه مقدس گرداند بقسمي كه آثار حب و بخش در قلب نماند كه مبادا آن حب او را بجهتي بي دليل ميل دخد و يا بعض او را از جهتي منع نمايد…
صفات انسان در موقع تحريري حقيقت بايد بشرح زير باشد.
(1) طبق بيان حضرت مسيح بايد تولد تازه يافت تا بتوان در ملكوت الهي داخل شد.
(2) به شطر انصاف توجه نمود.
(3) بيان جمال مبارك در كلمات مكمونه چه زيباست كه ميفرمايند:
قوله الاحلي: احب الاشياء هندي الانصاف لاترغب عند ان تكن الي راغباً و لا تفعل منه لتكون لي امينا و انما توفق بذلك ان تشاهد الاشياء بصينك لابيعين العبا و تعرفها بمعرفتك لا به معرفه احد في البلاد …
مضمون بيان مبارك چنين است:
مجبوبترين اشياء نزد من انصاف است از آن روي مگردان چنانچه بخواهي بسوي من آيي و از آن غافل مشو تا اسين من باشي بدين ترتيب موفق خواهي شد اگر اشياه را با چشم خود بيني نه با چشم ساير بندگان و آنها را با معرفت خود بشناس نه با علم ديگري…
4- اثرات و مضرات تقليد
بيان حضرت عبدالبهاء بنحوي كامل اين اثرات را روشن ميسازد.
مقصد اينست كه ظلمت تقاليد عالم را احاطه كرده متبعت تقاليد طريق المهي را گم كرده و نور حقيقت را مخفي نموده اگر اين اعم مختلفه تحريري كنند لابد بر اين است كه به حقيقت پي برند و چون حقيقت را يافتند جميع ملت يك ملت گردند و اما مادام مستك بتقاليدند و از حقيقت محروم و اين تقاليد مختلف است لهذا انزاع و جدال درميانست بعض وعد اوت بين ملل شديد است (انتهي)
تقليد و عدم تحري حقيقت سبب شده است كه حقايق پوشيده بماند. بتاريخ اديان توجه كنيد تمام ظهورات الهيه بعلت تعصب و تقليد به مشكلات عظيمه گرفتار گرديدند و بسياري از آنان جان خود را فدا ساختند.
5- تحري حقيقت را در مجراي تشكيلان روحاني دريانت بهاي شخص بهائي در همه شئون خود را مستلزم به تحري حقيقت ميداند. از تقليد ميپرهيزد دريانت خود را بصرف تقليد انتخاب نمينمايد. وقتي از جميع جهات به حقانيت و مبشريت حضرت اعلي و ظهور كلي حضرت بهاءالله ايمان آورد به نصوص توجه دارد مقام حضرت بهاءالله ايمان آورد به نصوص توجه دارد مقام حضرت عبدالبهاء را بعنوان مركز ميثاق الهي و حضرت امرالله را بعنوان ولي امر و مبين آيات الله ميپذيرد- طبق نصوص الهي بيت العدل اعظم را به عنوان مرجع تشريح احكام غير منصوصه و مركز روحاني و اداري ميشنايد و در محافل مقدسه ملي و محلي و ضيافات و ساير تشكيلات پس از شور و بحث و توجه به آيات الله رأي صواب را قبول مي نمايد. بدين ترتيب روح اتحاد و اتفاق در قالب تشكيلات امري از جميع جهات محفوظ نگه داشته شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر