۱۳۸۷ خرداد ۲۷, دوشنبه

سیاست در امر بهایی


سیاست در امر بهایی
در دیانت بهائی نسبت به عدم مداخله در امور سیاسیه تأکید بسیاری شده است . برای درک بهتر این مطلب بهتر است تعریف دقیقی از سیاست داشته باشیم.
· تعریف سیاست:
به نوشتۀ فرهنگ دهخدا و جلد دوم فرهنگ معین سیاست عبارت است از حکم راندن بر رعیت و اداره کردن امور مملکت ، ریاست کردن ، مجازات و تنبیه کردن ، روش و شیوه .
در مقابل در آثار دیانت بهائی مفهومی با نام سیاست اللّه ارائه شده که طبق بیان حضرت عبدالبهاء بدین معنیست :
« سیاست اللّه مهربانی به جمیع بشر است بدون استثناء آن سیاست حقیقی است و این روش شایان نفوس مقدّسۀ رحمینیه»
حال که معانی این دو مفهوم بر ما واضح گردید باید تفاوت های این دو نوع سیاست مورد تحلیل قرار گیرد تا دلایل عدم مداخلۀ بهائیان در امور سیاسی واضح و مبرهن گردد .
1. به طوری که ذکر شد دیانت مقدّس بهائی بر بنیان سلطنت الهیه تأسیس گردیده و برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از سیاست اللّه پیروی می کند که منشاء آن الهیست ولی سیاست النّاس سیاستی مبتنی بر سودجویی و منفعت طلبی احزاب و مکاتب سیاسی خاصّ و زائیدۀ افکار بشری می باشد که با معتقدات اهل بهاء مغایرت دارد.
2. جمال مبارک در کتاب مستطاب اقدس می فرمایند: «لیس الفخر لمن یحبّ الوطن بل لمن یحبّ العالم» امّا در سیاست رایج در جهان کنونی نه تنها منفعت گروه خاصی مورد نظر است بلکه برای رسیدن به آن از تجاوز به حقوق دیگران نیز فروگذار نمی کنند و سیر گروه ها را دشمن و اجنبی می پندارند . به عنوان مثال در دوران جنگ سرد ، بلوک کمونیست پیروان کاپیتالیسم را دشمنی نابکار به دنیا معرفی می کرد و بلوک سرمایه داری دنیای کمونیسم را دشمنی آشتی ناپذیر به جهانیان معرّفی می نمود .
3. سیاست اللّه بر محور روحانیت و اصل معنویت استوار است و در کلّیۀ امور محبّت و صداقت و امانت و حسن نیت و مساوات را سرلوحۀ معتقدات خود می داند و سر موئی انحراف از این اصول را خیانت به خدا می شمارد . ولی سیایت النّاس برای وصول به هدف از دروغ و تزویر در لباس تدبیر و تظاهر و فریبکاری ابائی ندارد . در عالم سیاست چیزی را به نام تقوی و تدیّن نمی شناسد و با توجّه به این اصل که همیشه « هدف وسیله را توجیه می کند » برای رسیدن به هدف از هر نوع وسیله ای چه غیر اخلاقی و چه غیر انسانی باشد استفاده می نمایند .
4. هدف دیانت بهائی مبتنی بر ترک کلیه تعصبات وطنی ، مذهبی ، نژادی ،... است . اما سیاست الناس برای دست یابی به اهداف خود مشوق این تعثبات است و آنرا تبلیغ می نمایند .

در واقع با توجه به موارد فوق فرد بهائی طبیعتاّ نمی تواند در سیاست دخالت نماید زیرا این گونه سیاست ها اقدامی علنی علیه سیاست الله می باشد . و حضرت عبدالبها در بیانی صریحاّ می فرمایند:
" میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کسی در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید همین برهان کافی است که بهائی نیست دلیل دیگر نمی خواهد "
با بیان دلائل عدم مداخله بهائیان در امور سیاسیه این سئوال به ذهن عدهای خطور می کند که بهائیان چگونه با قبول این شرط به هدف غائی خود که وحدت عالم انسانی است دست خواهند یافت؟ و اگر روزی حکومت مملکتی به بهائیان واگذار شود آنان چگونه از عهده این امر بر خواهند آمد؟
برای پاسخ به این سئوال توجه سائلین را به دو مطلب جلب می کنیم :
اولا بهائیان از دخالت در امور سیاسیه تا جائی ممنوعند که با اصول اعتقادی آنان مغایرت داشته باشد و اگر سیاستی مطرح باشد که در تعارض با اصول اعتقادی اهل بهاء نباشد ،موافقت با چنین سیاستی با اجازه بیت العدل اعظم منعی نخواهد داشت .
ثانیا حضرت بهاءالله در مورد امور سیاسیه و ارتباط با حکومت می فرمایند:
" امور سیاسیه کل راجع است به بیت عدل .... "
در ادامه به پاسخ برخی سئوالات مطرح شده دیگر می پردازیم .
الف) در خصوص رای دادن در انتخابات کشوری .
تا آنجا که جنبه غیر سیاسی امرالهی مورد نظر است احبا می توانند بدون انتساب خود به این حزب و آن حزب اقدام به رای دادن کنند .اما وارد شدن به رصه احزاب بدون شک به مصالح امریه آسیب خواهد رساند . و فرد بهائی باید مدبرانه حق رای خود را به نحوی به کار بندد که از سیاست های حزبی به دور باشد و این موضوع برای افرادی که برای رای دادن آزاد گذاشته شده اند باید کاملا روشن گردد. (از نامه مرقوم از قبل حضرت شوقی افندی خطاب به محفل امریکا 16 مارچ 1933 )

ب) در خصوص تسجیلی فرد بهائی در هنگامی که وابستگی سیاسی و یا فعالیت سیاسی دارد.
هنگام تصدیق امر مبارک هیچگونه شرایط اضافی نباید بر اعضا ء جدید جامعه تحمیل گردد . باید دیدگاه امر مبارک نسبت به عدم مداخله در سیاست برای این دوستان بیان شود .اگر پس از این روشنگری کماکان بهائی جدید التصدیق روابط و فعالیت های سیاسی خود را دنبال کند ،باید با رفق و مدارا راهنمائی شود تا از این مسئله کناره بگیرد باید توجه داشت که عده ای میتوانند بلافاصله در این خصوص اقدام کنند و عده ای برای قطع روابط سیاسی خود محتاج زمان هستند . اما اگر با در دست داشتن زمان مناسب باز هم اقدام به فعالیت در زمینه سیاسی محفل پس از دادن اخطار قادر است وی را از حق رای محروم سازد .(از نامه مقوم از قبل بیت العدل اعظم خطاب به محفل روحانی جمهوری دومینیکن 12 جولای 1984 )

ج) راجع به شخص بهائی که به تهیه آگهی های تلویزیونی برای مبارزات سیاسی اشتغال دارد.
در جواب پرسش یکی از احبا در خصوص سئوال فوق ، بیت العدل اعظم الهی ما را موظف داشتند تا منویات ایشان را دایر بر اینکه شخص مزبور باید از فعالیت هایی که حامی مبارزات یک فرد سیاسی است پرهیز کند اعلان نمائیم اگر چه این امر نباید به عنوان اعمال محدودیتی برای همکاران غیر بهائی او تلقی نگردد.
(از نامه ای از قبل بیت العدل اعظم الهی خطاب به محفل روحانی ملی آلاسگا 29 اکتبر 1979 )البته عدم مداخله در امور سیاسیه را نمی توان به مفهوم بی اعتنائی و بی تفاوتی بهائیان در قبال انجام و پیشبرد امور اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و مصالح عام المنفعه دیگر تعبیر کرد . احبای الهی باید در عین اطاعت از حکومت و عدم مداخله در امور سیاسیه ، با شوق و علاقه ای که به خدمت به عالم انسانی دارند نسبت به پیشرفت و تقدم مصالح عمومی جامعه خود سعی وفیر مبذول دارند
.

مشرق الاذکارهای بهائی


عبادتگاهها یا مشرق الاذکارهای بهائی به روی همه مردم باز است و همه ی افراد از دین ها و اعتقادات مختلف می توانند در آنها به عبادت خداوند بپردازند. هرچند از نظر هندسی هر یک از بناها با یکدیگر مختلف هستند ولی از لحاظ معماری اصولي کلی در آنها مراعات شده است- همه دارای ۹ طرف و یک تالار مرکزی گنبد مانند هستند- که همزمان از وحدت ذاتی نوع بشر و تنوع و گوناگونی آن حکایت می کند. برنامه های عبادتی ساده و متشکل از دعا و مناجات و تلاوت منتخباتی از آثار بهائی و کتب مقدسه ادیان مختلف چون تورات و انجیل و قرآن و ... است.
همانطور که حضرت بهاءالله مطرح نموده‌اند، مشرق الاذکار یک مرکز و کانون روحانی برای موسسات وابسته مختلفی است که بمنظور خدمات علمی، بشردوستانه، آموزشی و اداری در اطراف آن بنا می شوند

بیت العدل اعظم


بیت العدل اعظم
بیت العدل اعظم که حضرت بـهاءالله آنرا بعنوان قوه تشریعیه امر بـهائی معین فرمودند در سال ۱۹۶۳ ميلادي تشکیل شد. این هیأت مرکّب از نه نفر است که هر پنج سال یک‌بار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بـهائیان جهان انتخاب می شود.
بیت العدل اعظم به اداره ی امور روحانی و اداری جامعه بین‌المللی بـهائی می پردازد و نیز بعنوان امناء اماکن مقدسه و سایر املاک در اراضی مقدسه مأمور حفظ آنهاست. حضرت بـهاءالله به بیت العدل اعظم اختیار داده است که در مواردی که کتب و آثار مقدسه بـهائی قانوني وضع ننموده قوانینی تشریع نماید و این هیأت است که جامعه بـهائی را در جهانی که پیوسته در تغییر است رهبری و راهنمائی می کند
.

ولایت امر


حضرت عبدالبهاء در وصیت‌نامه ی خویش موسوم به الواح وصایا نوه ی ارشد خود، شوقی افندی ربانی را ولی امر و مبین تعالیم بهائی تعیین فرمودند. حضرت شوقی افندی در مقام ولی امر بهائی در سال ۱۹۵۷ميلادي عالم خاک را وداع گفتند. ایشان در طی سی و شش سال بسیاری از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را به انگلیسی ترجمه و تشریح نموده، تأسیس مؤسسات محلّی و ملّی بهائی را تشویق فرموده و انتشار افکار بهائی را در تمام نقاط عالم تحت نقشه‌هایی منظم و مستمر رهبری کردند.
حضرت ولی امر الله یادگار جاودانه خود را با ایجاد تزئینات باشكوهی جهت استقرار مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس تأسیس فرمودند. بنای مقام مطهر حضرت باب و ساختمان آرشیو بین‌المللی بهائی، و همچنین طراحی و تنظیم و ترتیب باغهای زیبای قصر بهجی و دامنه کوه کرمل از خلاقیت بی نظیر آن حضرت است
.

حضرت عبدالبهاء


حضرت عبدالبهاء
حضرت بهاءالله برای حفظ امر خود از تفرقه آن را ازقوایی بی نظیر بهره مند کردند که آن قوهء عهد و ميثاق است. قبل از صعود حضرت بهاءالله، ایشان به صراحت مرقوم فرمودند پس از من توجه به حضرت عبدالبهاء كنيد. حضرت عبدالبهاء فرزند أرشدشان بودند و تنها مفسّر آيات ومركز عهد و ميثاق الهى منصوب شدند. حضرت بهاءالله شخصا آن حضرت را پرورش فرمودند، ايشان از كودكي به مقام پدر بزرگوارشان پى بردند، و شريك رنجهاى پدر بزرگوارشان بودند. حضرت عبدالبهاء گرانبهاترين هديه حضرت بهاءالله بعالم بشرى و نمونه اعلاى تعاليم بهائي مي باشند.
حيات ان حضرت مملو از مصائب و بلايا بود اما باعث سرور همه نفوسى بودند كه به حضورشان مشرف مي شدند. بعد از انكه پدر بزرگوارشان به عالم بقا شتافتند، مسئوليت جامعهء بهائى بر روى دوش ايشان قرار گرفت، و ايشان شبانه روز به انتشار أمر أعظم در شرق و غرب عالم مشغول شدند. هزاران ألواح به أفراد و گروههاى مختلفه در نقاط مختلفه عالم مرقوم فرمودند و تعاليم مباركه پدر بزرگوارشان را روشن و واضح نمودند. تفسير و ترجمه هاى ايشان هم اكنون از اساسي ترين آثار أمر بهائي است.
با تمرکزدر مقام حضرت عبدالبهاء بعنوان مركز عهد و ميثاق حضرت بهاءالله، بهائيان عالم متحدانه در سعى و كوششند تا حيات بهائى داشته باشندو مدنيت جهانى نوينى بسازند
.

حضرت بهاءالله

حضرت بهاءالله
حضرت بهاءالله در سال 1817 ميلادي در طهران متولد شدند. از اوان طفولیت آثار عظمت در آن حضرت ظاهر بود. ایشان در منزل آموزش مختصری دیدند، اما احتیاج نداشتند که در مدرسه ای وارد شوند زیرا از طرف خداوند دارای علم لدنی بودند. حضرت بهاءالله از خانواده ای اصیل و شریف بودند و در جوانی مشاغل عالیه ی در دربار شاه به حضرتشان پیشنهاد شد، لیکن نپذیرفتند. ایشان مایل بودند که بیشتر اوقاتشان را صرف کمک به ستمدیدگان، بیماران و مستمندان نمایند، و از حق و عدالت دفاع کنند و چون حضرت بهاءالله حمایت خویش را از آئین حضرت باب اعلان فرمودند طولی نکشید که تمام مناصب و امتیازاتش را از دست داد و در طوفانـی که پـس از شهادت حضـرت باب در ایران برخاست از همه ثروت و مال دنیـا محروم و خود نیز دچار شكنجه و آزار و گرفتـار زندان شد. سپس چند بار ایشان را تبعید نمودند. اولین تبعیدشان به بغداد بود. در سال ۱۸۶۳ ميلادي در همان شهر حضرت بـهاءالله مقام خويش را اعلان نموده و خود را موعود کل امم معرفی فرمودند. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکّا تبعید نمودند. عکّا در اراضی مقدسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان یک زندانی در سال ۱۸۶۸ ميلادي به آن شهر تبعيد گر ديدند. از ادرنه و سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامه‌های متعددی خطاب به ملوك و سلاطین زمان خویش صادر فرمودند. این الواح در تاریخ ادیان بی نظیر و از اسناد بسیار مهم و پر عظمتی است که در آنها حضرت بـهاءالله اعـلان فرمودند که تمدنی جهانی در حال بوجود امدن است و زمانش فرارسیده که اهل عالم بسرا پرده وحدت و یگانگی درآیند و به شاهان و امپراطورها و روسای جمهور در قرن نوزدهم نصیحت کردند که از اختـﻻفات خویش دست بردارند و تسلیحات خویش را به حداقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خویش را صرف ایجاد صلح عمومی نمایند. درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجی در شمال عکّا واقع شد و مزارشان در همان جا استقرار یافت و تعالیمشان کم کم از مرز خاورمیانه بیرون رفت و در نقاط دیگر منتشر شد
.

حضرت باب


حضرت باب در ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ ميلادي در ایران در شهر شیراز جوانی که خود را باب نامي. اعلان کرد که پیامبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند، به زودی ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند.
حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار مخالفت های روحانیون اسلامی گردید. دستگیر شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ ميلادي در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و بیش از ۲۰ هزار نفر از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است
.

اصول و تعالیم حضرت بهاءالله


اصول و تعالیم حضرت بهاءالله
حضرت بـهاءالله ما را به وحدانیت پروردگار تعلیم داده یعنی که خدا یکی است و اوست که پی در پی اراده خویش را در ظهور پیغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است و پیغمبران نیروی اصلی در تمدن بشری در طول تاریخ بوده‌اند.
پیامبران آسمانی واسطهء بین خدا و خلق‌اند و از یک منشاء برای تربیت و ترقی نوع بشر آمده‌اند، مردمان جهان ادیان را بکلی جدا از یکدیگر می دانند ولی در نظر بهائیان مقصد جمیع فرستادگان یزدانی یکی است و آن رساندن بشر به بلوغ روحانی و معنوی او است. حال زمان ما زمانی است که انسان به مرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعه‌ای جهانی و صلح عمومی امکان پذیر شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعالیمی که امر بهائی ترویج می کند عبارت است از:
• ترک جمیع تعصّبات • تساوی جمیع حقوق و امکانات برای زن و مرد • تعدیل معیشت و از میان بردن افراط و تفریط در فقر و ثروت • تعلیم و تربیت عمومی • تحرّی حقیقت یعنی هر کس خود باید به جستجوی حقیقت پردازد و از تقلید دست بردارد. • ایجاد جامعه متّحدالمنافع جهانی • مطابقت دین با علم و عقل

دیانت جهانی بهایی


دیانت جهانی بهایی
دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند.
حضرت بـهاءالله می فرمایند:" رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر. امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند . نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند . راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. "